![]() |
Mahdi for All |
نویسندگان وبلاگ
سید حسین
آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٧
شهریور ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
لینک دوستان
حريم ياس
Mahdi for All درمیهن بلاگ
Mahdi for All در بلاگفا
Mahdi for All در پارسی بلاگ
Mahdi for All در بلاگ اسکای
پايگاه آيت العظمی سيستانی
پايگاه الشيعه
به اميد تحقق دولت عاشقی
طراح قالب : ماكرومديا
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
سلام.
یک سال گذشت! یک سال!
و من توفیق نوشتن از او را نداشتم. به هر دلیلی که وجود داشت و نه.
و حالا بعد از یک سال عمر و یک سال انتظار، دوباره به این وبلاگ سر زدم. دیدم نوشته بودم: "مهدیا!"
درست نوشته ای که شعبان گذشته نگاشته شده بود.
الان دوباره نیمه شعبان رسید و من هم به این تار نوشته.
امروز دوباره همین نوشته را تکرار می کنم، چرا که هنوز هم به پای گفته هایم ایستاده ام؛ بلکه بیشتر.
و این بار ادامه می دهم...
سال ها می گذرند و ما بر جای می مانیم...
و هر سال روز میلادش فرا می رسد همچون بهار دوباره؛ باشد که روز میعادش نیز این چنین.

أسعد الله أیامنا و أیامکم ، ویشرفنا أن نزف أزکى التهانی وأسمى التبریکات للامة الاسلامیة وشیعة أهل البیت (علیهم السلام) بمناسبة ولادة مهدی الامة ومنجی البشریة ومنقذها بقیة الله الاعظم صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالى فرجه الشریف) وجعلنا الله من أنصاره وشیعته ان شاء الله.
-------------------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the occasion of the birth anniversary of Imam Mahdi, the Imam of Time – may Allah hasten his reappearance
-------------------------------------------------------------
مهدیا!
ای آن که چشمانم به آرزوی رویش به این جهان چشم گشود،
ای آن که جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود،
ای آن که او هر چه از دل آفرید از برای تو بود،
و ای آن که کاشت دل بر سینه ی انسان با مهر نام تو بود،
فاصله ی بسیار میان من تا خودت را چون فاصله ی خود تا اینی چون من بشکن و هبوط رحمت اللهی در خودت را با قدم هایی که به سوی کعبه بر می داری و به وسعت بانگ "انا المهدی" بر ما نازل کن.
بیا که خزانِ سخت، در انتظار بهار لطیف توست.
ای پادشه خوبان... ... وقت است که باز آیی!
سالروز ولادت با سعادت آخرین ستاره درخشان امامت و ولایت،فرزند علی مرتضی و فرزند سفینة النجاة، منجى عالم بشریت، حضرت بقیة الله الاعظم صاحب العصر و الزمان حجت بن الحسن العسکرى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) به امت اسلامى و منتظران آن حضرت مبارک باد.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٧/٥/٢٧ - سید حسین
|
|
أسعد الله أيامنا و أيامكم ، ويشرفنا أن نزف أزكى التهاني وأسمى التبريكات للامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام) بمناسبة ولادة مهدي الامة ومنجي البشرية ومنقذها بقية الله الاعظم صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسكري (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وجعلنا الله من أنصاره وشيعته ان شاء الله.
-------------------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the occasion of the birth anniversary of Imam Mahdi, the Imam of Time – may Allah hasten his reappearance
-------------------------------------------------------------
مهديا!
اي آن كه چشمانم به آرزوي رويش به اين جهان چشم گشود،
اي آن كه جمالش از صبح ازل مرا از عمق چشمانم ربود،
اي آن كه او هر چه از دل آفريد از براي تو بود،
و اي آن كه كاشت دل بر سينه ي انسان با مهر نام تو بود،
فاصله ي بسيار ميان من تا خودت را چون فاصله ي خود تا ايني چون من بشكن و هبوط رحمت اللهي در خودت را با قدم هايي كه به سوي كعبه بر مي داري و به وسعت بانگ "انا المهدي" بر ما نازل كن.
بيا كه خزانِ سخت، در انتظار بهار لطيف توست.
اي پادشه خوبان... ... وقت است كه باز آيي!
![]() |
![]() |
أسعد الله أيامنا و أيامكم ، ويشرفنا أن نزف ازكى التهاني واسمى التبريكات لمولانا صاحب العصر والزمان حجة بن الحسن العسكري (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وللامة الاسلامية وشيعة أهل البيت (عليهم السلام) بمناسبة المبعث النبوي الشريف.
----------------------------------------------------
Heartiest congratulations and warmest felicitations on the auspicious occasion of the Prophetic mission of the Holy Prophet – peace and blessings of Allah be upon him
----------------------------------------------------
ترنم وحي الهي بر ستيغ جبل النور طنين افکن شد و جبريل امين، بعثت رسول آخرين، رحمت للعالمين، تنديس عطوفت، مهرورزي، صداقت، امانت، پاكي و اسوه ي انسان برين را با فرمان خواندن و آگاهي، در گوش تاريخ نجوا كرد: بخوان! ...
عيد رستاخيز هدايت، معنويت و انسانيت، سالروز بعثت پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) را به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالى فرجه الشريف) وامت اسلامى و شيعيان جهان تبريك عرض مى نمايم.
غيبت>علت غيبت:
15- حكمت غيبت و جهل به آن:
امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام، علم الهدي سيد شريف مرتضي
سپس به كسى كه در باب «غيبت» با ما مخالفت دارد گفته مى شود: آيا اين كه غيبت در اثر اقتضاى علتى صحيح و با انگيزه ي حكمتى خاص، پيش آمده باشد، از نظر شما ممكن است يا ممكن نيست؟
اگر گفت: من آن را ممكن مى شمارم.
گفته مى شود: اگر آن را ممكن مى شمارى پس چگونه وجود غيبت را دليل بر عدم وجود امام زمان گرفتى؟ با اين كه ممكن است علتى براى غيبت او در كار باشد كه هيچ منافاتى با وجود امام ندارد و تو به اين امكان عقيده دارى.
آيا اين منطق همانند منطق كسى نيست كه دردمندى كودكان صغير را بهانه اى براى نفى حكمت خداى تعالى كه آفريننده ي هر چيز است مى شمارد؟ در حالي كه بر حسب عقيده ي خود او ممكن است علتى و وجهى صحيح براى دردمندى آنان باشد كه هيچ منافاتى هم با حكمت خداوند ندارد.
و آيا با منطق كسى مطابقت ندارد كه به ظاهر آيات متشابه قرآن استناد كرده و خدا را شبيه اجسام مادى و خلق كننده ي فعل بندگان مى پندارد؟ در حالي كه بر طبق عقيده ي خود او ممكن است اين آيات داراى وجوه و تأويلات درستى باشند كه هيچ منافاتى با عدالت و توحيد و نفى تشبيه درباره ي خداوند ندارد.
اما اگر گفت:
قبول ندارم كه براى غيبت علتى و علّتى صحيح و موافق با حكمت الهى وجود داشته باشد، و چگونه معتقد به چنين امرى باشم در حالي كه خود غيبت را دليل بر نفى امام غايب مورد ادّعاى شما مى دانم؟
گوييم: اين جمود و تحجّرى شديد است درباره ي چيزى كه امكان احاطه ي علمى به آن وجود ندارد و بر امثال آن علم قطعى حاصل نمى شود.
تو از كجا گفتى: كه ممكن نيست براى غيبت علتى صحيح كه اقتضاى آن را داشته باشد موجود باشد؟!
و كيست آن كس كه احاطه ي علمى همه جانبه به همه ي اسباب و اغراض داشته باشد تا وقتى مجموعه ي آن اسباب و انگيزه ها را منتفى ديد حكم قطعى به انتفاى غيبت كند؟!
و چه فرقى است بين تو و بين كسي كه مى گويد: ممكن نيست كه آيات متشابه داراى وجوه صحيحى باشند كه مطابقت با دلايل عقلى داشته باشد. بلكه بايد همانطور كه اقتضاى ظاهر آن آيات است مورد قبول قرار گيرد؟!
اگر گفتى:
فرق بين من و بين آن كه ذكر كرديد در اين است كه من مى توانم وجوه اين آيات متشابه و معانى صحيح آن را ذكر كنم در حالي كه شما از ذكر كردن علت درستى براى غيبت ناتوان هستيد.
گوييم: اين تعارض را در مقابله با كسى آورديم كه عقيده دارد: كه به علم تفصيلى و يقين قطعى نسبت به وجوه آيات متشابه در قرآن نيازى نداريم و اگر كسى به ذكر اين وجوه پرداخت از باب فضل و زيادتى داوطلبانه است. و همين مقدار كه علم به حكمت خداوند تعالى كه قديم است داشته باشيم و بدانيم كه ممكن نيست از خودش به خلاف واقع خبر دهد، كفايت مى كند.
و معارضه بر اين گونه نظر، گاهى معارضه اى لازم و مستقر است.
پاورقي وجود ندارد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۳/٢۱ - سید حسین
غيبت>علت غيبت>14- علت غيبت و جهل به آن
امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام، علم الهدي سيد شريف مرتضي
اما سخن از چرايى غيبت و علت آن و وجهى كه غيبت را به وسيله ي آن مى توان نيكو شمرد، بعد از بيان اصولى كه ذكر شد روشن مى باشد.
زيرا هنگامى كه به آن روشى كه دو اصلِ عقلى مذكور به آن انجاميدند، دانستيم كه همانا امام در اين عصر فقط حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) است و نه جز او. و نيز دانستيم كه غايب از ديد مردم است و نمى توانيم او را با چشم ببينيم.
مى توانيم نتيجه بگيريم كه او _ با فرض عصمت و با در نظر گرفتن اين كه تكليف امامت و رهبرى در او متعيّن گرديده و بر عهده ي او واجب گرديده است _ غايب نشده است مگر بخاطر علتى كه اقتضاى چنين غيبتى را داشته و مصلحتى كه انگيزه ي اين پنهان بودن را ايجاد كرده و ضرورتى كه او را به اين گونه نهان زيستى وادار كرده است. (اگرچه اين وجه و علت براى ما به شكل مشخص و جزئى و با تفصيلات آن معلوم نباشد) زيرا اين گونه تشخيص و تجزيه و تفصيل، چيزى نيست كه علم و آگاهى قطعى به آن لازم باشد.
سخن درباره ي غيبت و وجه مشخص و علت تفصيلى آن از حيث امكان و عدم امكان يا لزوم و عدم لزوم، مانند آگاهى يافتن به مراد و منظور خداوند تعالى از آيات متشابه در قرآن كريم است كه ظاهر آنها به خلاف چيزى است كه عقل درك مى كند. مثلآ از ظاهر آنها جبر يا تشبيه و غير آن فهميده مى شود كه مخالف با نتايج عقلى علم كلام است.
پس همچنان كه ما و مخالفين ما علم قطعى و آگاهى تفصيلى به وجوه اين آيات و تأويل و توجيه آنها را لازم نمى دانيم، همه ي ما قائل هستيم به اين كه: وقتى ما به حكيم بودن خداوند تعالى علم داريم و مى دانيم كه ممكن نيست به خلاف آن صفات و ويژگي هايى كه دارد خبرى بدهد; بطور كلى درك مى كنيم كه براى همه ي اين آيات، وجوه صحيح و تأويلات درستى بر خلاف ظاهرشان وجود دارد كه مطابقت با نتايج دلايل عقلى دارد. اگرچه ما به شكل تفصيلى نتوانيم به آن وجوه و تأويلات، علم پيدا كنيم. زيرا نيازى به آن نداريم و همين مقدار كه علم اجمالى داريم و مي دانيم كه مراد از اين آيات خلاف معناى ظاهرى آنهاست و هر كدام تأويل و وجهى مطابق با عقل دارد براى ما كفايت مى كند.
به همين ترتيب مى توان گفت كه ما علم دقيق و تفصيلى به علت غيبت و وجه عدم ظهور حضرت را لازم نداريم و چنين علمى برايمان ضرورت ندارد. بلكه همان علم اجمالى كه ذكر شد در اين مورد كفايت مى كند. حال اگر خود را به زحمت انداختيم و عليرغم عدم لزومش در آن تحقيق و تدقيق كرده و وجوهى را ذكر كرديم، از فضلِ ما محسوب مى گردد.
چنان كه اگر در باب ذكر وجوه آيات متشابه و اهدافى كه در آن هست، به گونه متعيّن و مشخّص بحث كرديم، نوعى فضل و زيادت، از جماعتِ تحقيق كننده ي ما بشمار مى آيد.
پاورقي وجود ندارد
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۳/۱٠ - سید حسین
غيبت>علت غيبت:
13- آماده شدن شرايط براي محو سلطه ي مستكبران:
حضرت مهدى (عليه السلام) فرموده است: «انّه لم يكن لاحد من آبائى(عليهم السلام) اِلاّ وقد اوقعت فى عنقه بيعة لطاغية زمانه و إنى أخرج حين أخرج ولابيعة لأحد من الطواغيت فى عنقى».( 1 )
«هيچكدام از پدران من (عليهم السلام) نبودند مگر آنكه بيعت طاغوت دورانش اجباراً بر عهده اش نهاده شد، اما من در زمان ظهورم، در حالى قيام مى كنم كه بيعت و پيمان هيچ يك از طواغيت برگردنم نيست.
حضرت مهدى (عليه السلام) اگر بخواهد بر طبق اراده خدا حكومتى توحيدى در همه عالم تشكيل دهد بگونه اى كه همه قدرتهاى حاكم را در هم شكسته و سلطه و سيطره اش را بر سراسر هستى گسترش دهد، لازم است كه شرايطى در دنيا ايجاد شود كه از همان زمان ظهور تا استقرار كامل نظام عدالت، هيچ طاغوت و مستكبرى را ياراى مقاومت و غلبه در برابر او نباشد.
1- منتخب لاثر، باب 28، ص 267.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/٢/۱۸ - سید حسین
غيبت>علت غيبت:
12- گناهان و عدم آمادگي مردم:
حضرت مهدى (عج) در بيان كيفيت بهره بردن از وجود ايشان در دوران غيبت مى فرمايند: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمس اذا غيّبها عن الابصار السحاب».( 1 )
«امّا چگونگى بهره مندي از من در دوران غيبتم چونان بهره بردن از خورشيد است زمانى كه ابرها آن را از ديدگان، مستور مى دارند.»
طبق اين كلام شريف، وجه غيبت خورشيد را بايد در وجود ابرها جستجو كرد. خورشيد به خودى خود عين ظهور است و يكسره نور افشانى و درخشش دارد. اين ابرها هستند كه چهره ي جان فروز آن را از ديدگان مخفى مى كنند. و بدين گونه است نهانى آخرين خورشيد ولايت و امامت حضرت مهدى (عليه السلام) كه در ذات خويش جز مهربانى و لطف و عنايت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگى براى قبول حكومت الهى او، سبب پنهان ماندن او در پس پرده هاى سياه ابر غيبت مى باشند. چنين است كه شيخ طوسى (رحمة اللّه عليه) مى فرمايد:
«امّا سبب غيبت امام دوازدهم(عج) ممكن نيست كه از جانب خداى سبحان و يا از جانب خود آن حضرت باشد، بلكه از طرف مردم و مكلفين است و جهت آن غلبه ي خوف ـ از نابودى حق ـ و مطيع نبودن مردم نسبت به اوست و هر موقع كه اين سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بكوشند، و تسليم او باشند، ظهور واجب مى شود.»( 2 )
1 ـ بحارالانوار ج 52 صفحه 92 حديث 7 ـ احتجاج صفحه 263.
2 ـ كتاب الغيبه.
غيبت>علت غيبت:
11- الطاف خفيه ي پروردگار:
الف) خداى تبارك و تعالى به دنبال امتحانى طولانى در كيفيت برخورد مسلمانان با اولياى الهى وجود شريف حضرت مهدى(عج) را، در پس پرده ي غيبت قرار داد. از آن رو كه مى دانست اگر در چنين شرايطى او را ظاهر گرداند، از اكثر مردم، تعدّيات و تجاوزات مختلفى در حق او صورت خواهد گرفت كه به موجب آن، مستحق عقوبات الهى خواهند شد. پس ولىّ خود را از ديدگان مردم پنهان داشت تا بدين وسيله، وجود و حضور او كه چشمه رحمت است، مايه ي نقمت نگردد.(1)
ب) ابراهيم كرخى گويد به امام صادق(ع) عرض كردم: خدا امرتان را اصلاح كند، آيا على(ع) در دين خداى عزّ و جلّ قوى نبود؟ فرمود: «چرا».
گفتم: پس چگونه مخالفين بر او غلبه يافتند و چرا آنان را دفع نكرد و چه چيزى او را باز داشت؟
فرمود: «آيه اى در كتاب خدا مانع او شد.» پرسيدم: چه آيه اى؟
فرمود: "قول خداوند عز ّو جلّ: «لو تزيّلو العذّبنا الذين كفروا منهم عذاباً اليماً»".( 2 )
«اگر مؤمنان و كافران از هم جدا مى شدند، كافران را به عذابى دردناك دچار مى كرديم».
به موجب اين آيه، خداوند در اصلاب مردم كافر و منافق وديعت هايى دارد كه همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پديد مى آيند، از اين رو على(ع) آن پدران را نمى كشت تا آنكه وديعت هاى الهى خارج شوند. بعد از خروج آن ودايع بود كه بر هر كس از آنان غلبه مى يافت او را مى كشت. و چنين است قائم ما اهل البيت كه ظهور نمى كند تا آنكه همه ي نسلهاى پاك و مؤمن كه وديعت هاى خدايند، ظاهر شوند. آن زمان است كه ظهور مى كند و بر هر كس غلبه يابد مى كشد.»(3)
ج) امام صادق (ع) فرمود: «يا عمار الصدقة و اللّه فى السر افضل من الصدقة فى العلانية و كذلك عبادتكم فى السر مع امامكم المستتر فى دولة الباطل افضل، لخوفكم من عدوكم فى دولة الباطل».(4)
«اى عمار! همچنان كه صدقه ي پنهانى بهتر از صدقه ي آشكار است، عبادت پنهانى شما در دولت باطل در حالى كه امامتان پنهان و مستور باشد، افضل و داراى ثواب بيشتر است، به خاطر ترسى كه شما در دولت باطل از دشمنانتان داريد.
1 ـ نقل با تصرف از كلام شيخ صدوق رحمة اللّه ـ كمال الدين ج 2، ص 641.
2 ـ سوره فتح، آيه 25.
3 ـ مدرك پيشين ص 642.
4ـ مدرك پيشين ص 646.
غيبت>علت غيبت:
10- بيم از كشته شدن:
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «براى حضرت قائم قبل از ظهورش، غيبتى هست» زراره گويد پرسيدم: چرا؟
فرمود: «يخاف على نفسه الذّبحة. از كشته شدن خويش مى ترسد.) (1)
از آن رو كه حضرت مهدى (عليه السلام) آخرين امام معصوم است و همچون امامان گذشته نيست كه اگر كشته شد، امامى ديگر جانشين او شود. او بايد بماند تا آن زمان كه شرايط لازم براى حكومت جهانى اسلام و قرآن پيش آيد. قيام نمايد و دنيا را از عدل و داد پر كند، مردمى كه طى بيش از دو قرن ثابت كردند كه هر امامِ هدايت را، يا به شمشير يا به زهر، از بين مى برند، بى گمان اگر حضرت مهدى(عليه السلام)غيبت نمى كرد، او را نيز به سرنوشت پدران بزرگوارش دچار مى كردند. خصوصاً ملوك بنى عباس كه از مدتها قبل، توطئه ها كردند و در مقام كشتن او بر آمدند و با توجه به همين دسيسه ها بود كه خداوند عز و جلّ حتّى ولادت حجّت خويش را به صورت پنهان قرار داد.
ذكر اين حكمت نشان مى دهد كه تا زمان حتمى شدن قيام، هر زمان ديگرى، خطر كشته شدن امام(عليه السلام) را به همراه دارد و كشته شدن امام(عليه السلام)، كشته شدن پيام اوست، كشته شدن اسلام است كه خدا هرگز به آن رضايت نخواهد داد.
1 ـ كمال الدين، ج 2، باب 44، ح 10، ص 481.
بهار آمد!
بهار فصل تازگي، فصل دوباره زيستن، فصل احياي خفتگان، پنجره اي باز و نو به روي زندگي، هنگامه ي كمال و زيبايي طبيعت و هنگامه ي سبز پوشي او، هنگامه ي نظاره بر هستي كه اشاره به هستي بخش دارد، هنگامه اي كه جهان فرياد نو شدن بر گوش انسان مي خواند و هنگامه اي كه فرازي دوباره پيش پاي انسان مي گمارد تا زندگي را نو آغاز كند.
و اين ها را همه او ي "هستي بخش" فرمان مي دهد كه به انسانش بخوانند : بنده ام زندگي جاريست، آن را نو آغاز كن... .
و اما همانطور كه در پشت هر فرازي و هر آغازي، فروزي و شكستني بوده، در پشت فراز بهار، فروز زمستان مي در خشد.
و من بيش از بهار، زمستان را مي پسندم.
چرا كه من بيش از شروع فرازي نو و آغازي نو به سوي او، شكستن در برابر او را دوست مي دارم.
شكستن و فرو پاشيدن در برابر عظمتش را آرزو دارم كه آنگاه او خود به غفاريش مرا ببخشايد و با رحمانيش فراز را به من نشان دهد.
آيا به راستي از اين زيباتر مي توان جست؟ از اين لحظه زيباتر مي توان يافت كه بنده، خود حقارتش را در يابد و به اين معرفت در برابر عظيمي او فرو بپاشد و قامت غرور و نافرمانيش در برابر جلالي او بشكند. و گناهان بنده كه از ستار ي او پوشيده مانده، در اين لحظه به غفاري او فرو ريزد.
پس بياييد اين فروز را محقق كنيم. دست دعا به "مددت يدي" بالا بريم و عرضه داريم:
يا غفار الذنوبي و يا ستار العيوبي، اغفر الذنوب التي اخفيتها او اظهرته.
يا مقلب القلوب، ثبت قلبي علي دينك.
و يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.
به حليميش سوگند كه او نيز در انتظار اين لحظه است چرا كه مي گويد: "ادعوني استجب لكم."
و هنوز هم بيش از بهار، زمستان را مي پسندم.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸٦/۱/۱٦ - سید حسین



